جعفر شهرى باف

9

طهران قديم ( فارسى )

ماه ربيع الاول مقدمتا بايد گفته شود اين فصل را بخاطر بعضى از مطالب آن مايل به نوشتن نبوده ، لاكن از آنجا كه سطح وسيع و قسمت مهمى از تاريخ سياسى و اجتماعى زمان مورد بحث را در برداشته ، چشم‌پوشى از آن بىاطلاع نهادن نسل حاضر و پس از اين و خيانت به تاريخ ديده شده مبادرت ورزيدم . فصلى مربوط به كيش و طريقه و معتقدات كه دشمن به تشخيص ( تفرقه بينداز و حكومت كن ! ) با دستاويز آن چگونه مردم مملكت به دو دستهء متخاصم تفكيك نموده ، به اسم شيعه و سنى بجان همشان انداخته ، وسيلهء آن تا بكجايمان كشيده چه به روزمان آورده بود ؟ ! شيعه و سنىاى كه خدايشان واحد و كتاب آسمانى و پيامبرشان واحد و تنها بخاطر اندك اختلاف به برانگيختن تعصب تا حد دو دشمن صلبى به طرف هم تيغ بكشند ! تعصبى منبعث از جهل و بيسوادى ، و بىسوادى و جهلى كه باعث كورى و كرى و جلوگير ديد و شنيد و تميز و تشخيص دوست از دشمن و راه از چاه و پسند از ناپسند و مستعد هر تحميق و تحريك و پذيراى هرگونه فريب و نيرنگ و دروغ و جهليات و مزخرفات ، از جمله تعصب كوركورانه بشود ! همان تعصب كه براى استعمار موفق‌ترين و بهترين سياست جهت وصول مقاصد امتحان شده ، در آن حد فايده كه بخاطرش سلاطين تراشيده ، بزرگان و